X
تبلیغات
وبلاگ شخصی یک دانشجوی شیمی

وبلاگ شخصی یک دانشجوی شیمی

سلام خوش اومدید مواظب باشید شیمیایی نشید

اونكه بايد بدونه ميدونه

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی

ولی

          وای از اون روزی که همون بشه درد دلت 

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 13:0  توسط دانشجو  | 

بدون شرح

جلسه محاکمه عشق بودو قاضی عقل و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود

یعنی فراموشی

قلب تقاضای عفو عشق را داشت   .

ولی همه اعضا با او مخالف بودند .

قلب شروع کرد به طرفداری از عشق :

*آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن او را داشتی*

*ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی*

*یا تو ای لب مگر تو نبودی که در... آتش بوسه زدن به او می سوختی*

*دستها،پاها و ... با شما هستم حالا چی شده این چنین با او مخالفید

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند

تنها عقل و قلب در جلسه ماندند

عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بی زارند

ولی من متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمایت می کنی

قلب نالید : که من بدون وجود عشق دیگر قلب نخواهم بود

و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کارثانیه قبل را تکرار می کنم

و فقط با عشق می توانم یک قلب واقعی با شم

پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 12:54  توسط دانشجو  | 

این مطلب رو به خاطر تمام قشنگی واحساسش که تو وجود خیلی ها موج میزنه  و حرف دل خيلياس عینن از وبلاگ

Sade-samemy.blogfa.com                                         

تقديم تمام  شما همراهان هميشگي خودم ميكنم

یک  روزی آمدیم پای صندوق ....... این کار تازه ای نبود همیشه آمده ایم ومی آییم واگر عمری باشد باز هم خواهیم آمد تحت هر شرایط و فشار و تحریمی

روی برگه های رأیمان هم ، نوشتیم محمود احمدی نژاد

نه فقط روی برگه نوشتیم که تبلیغ هم کردیم ....... حرف و طعنه ولیچار هم شنیدیم ..

وقت و آبرو هم گذاشتیم و پای انتخابمان ماندیم .

اما داداش محمود عزیز ........

هوا برت ندارد ... جو گیر نشوی ها

آن روز آمدیم ونامت را علم کردیم وسنگت را به سینه زدیم و پایت وقت و آبرو گذاشتیم و .....

چون ؟ ؟ ؟

نه پستی ازت می خواستیم ..... نه میزی نه مقامی نه طمعی به هیچ منصبی داشته وداریم

فقط آمدیم چون دیدیم انگار خیلی مثل خودمانی ....

خیلی خاکی و ساده و از همه مهمتــر بچه ولایتی نشان میدادی

حس کردیم تو از آنهایی هستی که اصلا لازم نیست آقا حرص و جوشت را بخورد و موی آقایمان راسفید نمی کنی ...

حواست باشد داداش محمود عزیز

ما یک خط قرمز خیلی پررنگی داریم که تعیین کننده ی همه چیز است برایمان .... و آن آقاست ... خط ولایت است ...

حواست باشد داداش محمود عزیز ...

                           هنوز خیلی از زمان بنی صدر نگذشته

ما همان مردمیم .......... با هیچکس هم عقد اخوت نبسته ایم ... یک خط قرمز خیلی پررنگ واساسی داریم به اسم آقاسیدعلی ..

اشاره امان کند مجبور میشوی با چادر زنانه ............. نعوذ بالله 

همان طوری که خود این ملت آمدند وبه صدارت رساندند شما را ....... همین ملت هم اگر احساس کند داری با خط ولایت زاویه پیدا میکنی با سر ، سرنگونت می کند بروی همانجا که رفیق  ابوالحسن رفت 

میدانم این نوشته های من را نمیخوانی داداش محمود ...... اینها را محض سبک کردن عقده های دل خودم نوشتم ...... جگرم سوخت وقتی دیدم آقایم آنطور پریشان است ، تمام عقده های دنیا به گلویم ریخت وقتی دیدم چطور چهره ی رهبرم در هم رفت وقتی از دسته گلی که تو در مجلس به آب داده بودی حرف میزد ....... از رأیم ، از تبلیغم ، از وقت وسرمایه وانرژی که گذاشته بودم پشیمان و شرمنده شدم وقتی تصویر آقارا آنطور گرفته و اندوهگین بر صفحه ی تلویزیون دیدم ......


داداش محمود تو هم مثل من بغض کردی وقتی


آقا را آنگونه دیدی ؟


و مثل من ومیلیون ها ایرانی دیگر اشکت جاری شد وقتی دیدی آقا چقدر پریشان است از دست تو و دوستانت ؟

جلوی شهدا که شرمنده ایم ........ جلوی آقا هم به همچنین .......... جلوی خودمان و رأیمان و آن مردمی که چقدر برایشان جلسه و محفل و سخنرانی و توجیه و ...... گذاشتیم هم شرمنده امان کردی مرد مؤمن

 ....  نکند مردم به این نتیجه برسند که تو سر ما وما سرآنها را کلاه گذاشته ایم ...

حالا دیگر چطور به کاندیدایی که در انتخابات آینده پرچم ولایتمداری بلند کند و سنگ آقا را به سینه بزند و دم از سرباز رهبر بودن بزند اعتماد کنیم ... چجوری ؟؟ چگونه ؟؟


خدایا تو راه را نشانمان بده


 . . . و باز هم همانند همیشه چشممان به لب هـای مبارک آقـاست و اینقدر می فهمیم که فعلا فرمود صبـــــــر .... تحمل

وای به روزی که صبر و تحمل آقا تمام شود و فرمان دیگری بدهد .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 16:1  توسط دانشجو  | 

یه مطلب قابل توجه خیلیا که بی اعتنا هر کاری می کنن............

نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، و هر دعایی از هر فردی قرین اجابت نیست، اگر فردی به مجرد این که از طرف کسی مورد اذیت و آزار قرار گرفت، یا دلش شکسته شد و نفرین کرد، باید نفرینش اجابت شود، قطعاً این گونه نیست؛ چراکه طبق فرموده قرآن، اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبى» ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب مى‏کرد، همگى نابود مى‏شدند. بنابراین، گاهی ممکن است این احقاق حق در دنیا اتفاق افتد، و گاهی نیز بنابر مصالحی، این کار در دنیا واقع نشود و به سرای آخرت موکول شود که اساساً یکی از دلایل برپایی قیامت، همین احقاق حق مستضعفان و مظلومان از ظالمان و متجاوزان به حقوق مردم است.

شایان توجه است که که ظلم و ستم از آن گونه افعالی است که دارای مراتب است؛ یعنی دارای شدت و ضعف است. بالاترین ظلم ها در بخش حقوق مردم، ظلمی است که ظالمان و ستمگران در ارتباط با دین مردم و حقوقشان مرتکب می شوند، و قتل هایی که اتفاق می افتد. و در بخش فردی شرک به خدای متعال است که این گونه ظلم ها نه تنها قابل بخشش نیست که مستحق نفرین است، چنان که در ادعیه ما وارد شده است، مانند لعن و نفرین نسبت به بنی امیه، به جهت ظلم و کشتن مردم، حتی اولیای الاهی به جهت دینداریشان. اما گاهی ظلم از فرد مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر است، این نوع ظلم نه به جهت خصومت و دشمنی در دین است که از لحاظ شخصی و یا مالی و... است. این نوع ظلم و تجاوز به آن شدت نبوده و قابل مقایسه با نوع اول نیست، بلکه قابل عفو و گذشت است.

پاسخ تفصیلی

در این نوشتار تحلیل و بررسی پرسش فوق، یعنی موضوع نفرین را از چند نگاه پی می گیریم.

الف. نفرین در لغت

نفرین به معنای دعای بد برای مرگ، ناکامی و بدبختی کسی یا چیزی است.[1] به معنای لعن، لعنت، ذم، تقبیح و نکوهش نیز آمده است.[2]

بنابراین پیش ارباب لغت، نفرین نوعی دعا است که به ضرر شخص دعا شونده باشد؛ به عبارت دیگر، دعا بر دو نوع است؛ مثبت که همان دعای معروف و شناخته شده است، و دعای منفی و بر ضد که نفرین باشد.

نفرین در قرآن

نفرین نیز مانند دعا در آموزه ها و منابع دینی ما به رسمیت شناخته شده است. در قرآن کریم این موضوع در سوره مسد مطرح شده است. آن جا که خداوند ابو لهب (عموی پیامبر) را به دلیل اذیت و آزار پیامبر اسلام (ص) نفرین می کند: "تَبَّتْ یَدا أَبی‏ لَهَبٍ وَ تَب"؛‏[3] بریده باد هر دو دست ابو لهب (و مرگ بر او باد).

"التبّ الهلاک، و تبّت الأولى دعاء علیه بالهلاک و الخسران"؛‏[4] تب به معنای مرگ و نابودی است، و تب اول در ابتدای آیه دعا بر ضد ابو لهب، به هلاکت و زیان است؛ یعنی در واقع همان نفرین است.

نفرین در روایات

در اخبار و احادیث وارده از معصومان (ع) به نفرین مظلوم، توجه ویژه شده است که در این فرصت به چند نمونه اشاره می شود:

1. امام صادق (ع) می فرماید: "اتَّقُوا دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ تَصْعَدُ إِلَى السَّمَاء"؛[5] از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود.

2. آن حضرت در روایت دیگر  فرمود: "اتقوا دعوة المظلوم فإنّه یَسأل الله حقّه و الله سبحانه أکَرم من أن یسئل حقّاً إلّا أجاب"؛‏[6] بترسید از نفرین مظلوم، همانا او حقّ خود را از خدا می خواهد و خداوند سبحان گرامى‏تر از این است که حقی خواسته شود، مگر این که آن را اجابت کند.

3. همچنین امام باقر (ع) نیز فرمود: چون مرگ پدرم فرا رسید، مرا به سینه خود چسباند و فرمود: پسر جان به تو سفارش می کنم چیزی را که پدرم هنگام مرگش به من وصیت نمود، و گفت پدرش به او سفارش نمود، دوری کن از ظلم به کسی که یاوری غیر از خدا ندارد.[7]

 4. قَالَ علی (ع): "یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ"؛[8] امام علی (ع) می فرماید: روز گرفتن حق ستم دیده از ستمگر، به مراتب سخت‏ تر از روز ستمگر بر ستم دیده است.

تحلیل و بررسی مسئله نفرین

با توجه به آیات و روایات مطرح شده، اصل نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، و هر دعایی از هر فردی قرین اجابت نیست،[9] نفرین نیز این گونه است؛ یعنی اگر شخصی به مجرد این که از طرف کسی مورد اذیت و آزار قرار گرفت، یا دلش شکسته شد و نفرین کرد، لاجرم باید نفرینش اجابت شود، قطعاً این گونه نیست!

قرآن کریم در این باره می فرماید: و اگر تعجیل کند خدا از براى مردم در مستجاب کردن دعاهاى شر ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر، مثل تعجیل کردن در استجابت دعاى خیر ایشان،- و چنانچه خداوند دعاهاى خیر مردم را به زودى مستجاب مى‏کند، اگر نفرین‏هاى ایشان را هم که در حق یکدیگر مى‏کنند به زودى مستجاب مى‏نمود- حکم شده بود بر ایشان به مردن و هلاک شدن، پس وامى‏گذاریم آن کسانى را که امید ندارند به رسیدن ثواب ما در سرکشى خودشان سرگردان بمانند.[10]

البته، همان گونه که می دانیم، ظلم به دیگران از جمله حقوق الناس است که خداوند بخشش و یا احقاقش را به خود مردم سپرده است. اگر انسانی که مورد ظلم قرار گرفته از حق خود بگذرد، خداوند نیز می گذرد، اما اگر مظلوم از ظلمی که بر او رفته عفو نکند، بی گمان خداوند در پی احقاق آن است: "وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصار"ُ؛[11] گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام مى‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى‏ایستد.

بنابراین، گاهی ممکن است این احقاق حق در دنیا اتفاق افتد، و گاهی نیز بنابر مصالحی این کار در دنیا واقع نشود و به سرای آخرت موکول شود که اساساً یکی از دلایل برپایی قیامت همین احقاق حق مستضعفان و مظلومان از ظالمان و متجاوزان به حقوق مردم است.

آنچه را که در این مقال توجه به آن ضروری است؛ این است که ظلم و ستم از آن گونه افعالی است که دارای مراتب است؛ یعنی شدت و ضعف دارد. بالاترین ظلم در بخش حقوق مردم، ظلمی است که ظالمان و ستمگران در ارتباط با دین مردم و حقوقشان مرتکب می شوند، و در بخش فردی، شرک به خدای متعال از بالاترین ستم هاست که این گونه ظلم ها نه تنها قابل بخشش نیست که مستحق نفرین است، چنان که در ادعیه ما وارد شده است، مانند لعن و نفرین نسبت به بنی امیه، به جهت ظلم و کشتن مردم حتی اولیای الاهی به جهت دینداریشان. اما گاهی ظلم از فرد مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر است، این نوع ظلم نه به جهت خصومت و دشمنی در دین است که از لحاظ شخصی و یا مالی و... است. این نوع ظلم و تجاوز به آن شدت نبوده و قابل مقایسه با نوع اول نیست. این داستان حتی در مورد قتل که از بزرگ ترین ظلم ها است و در قرآن برای آن وعده عذاب ابدی داده شده،[12] نیز می تواند جریان داشته باشد؛ یعنی آن قتل و کشتنی که به دلیل دینداری مقتول باشد، وعده عذاب ابدی دارد، نه از سر خصومت شخصی، چنان که از روایت برمی آید.[13]

در پایان تذکر این نکته نیز ضروری به نظر می رسد که اگر نفرین و در خواست احقاق حق از حقوق مسلم مظلومان و ستم دیدگان است، اما در متون دینی ما سفارش ویژه ای نیز شده است که همیشه عفو و بخشش بهتر از نفرین و انتقام گرفتن است. پیامبر اکرم (ص) از پروردگار متعال حکایت مى‏کند: ... و از کسى که بر تو ستم کرده در گذر، و آن کسى را که تو را محروم کرده است بخشش کن، و کسى را که به تو بدى کرده است نیکى و خوبى کن. از همین نگاه است که خداوند متعال مى‏فرماید: "وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ"؛[14] آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمى‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!

طبق آموزه های پیامبر (ص) و ائمه (ع) انسان مؤمن باید تجلیگاه صفات الاهی باشد، و یکی از صفات خدای متعال بخشندگی و گذشت است، آن جا که او را صدا می زنیم "یا غفار" ، "یا رحیم" و ... کسى که در مواقع مختلف از خداوند مى‏خواهد که از گناهان و اشتباهات من در گذر، باید از خطاهاى دیگران چشم پوشی کند تا خود مورد مغفرت و عفو الاهى قرار گیرد. گفتنی است که این توصیه(عفو) در ارتباط با برادران و خواهر مسلمانی است که در جامعه به دلیل جهل و نادانی و... گاهی به حقوق هم تجاوز می کنند و ظلمی را نسبت به برادر مسلمان خود روا می دارند. اما ظالمان، ستمگران و متجاوزان بزرگ در موقعیت های مختلف از این قاعده استثنا هستند.

نفرین از نگاه اخلاق و عرفان

گفتنی است که برخی از بزرگان و عالمان اخلاق، هنگامی که از این زوایه به مسئله نگاه می کنند، نفرین در حق مسلمان را توصیه نمی کنند:

"و مخفی نماند که دعای بد و نفرین به مسلمانان کردن نیز مانند لعن کردن مذموم است، حتی بر ظلمه، مگر در صورتی که از شر و ضرر او آدمی مضطر و ناچار گردد. نقل شده است: «یک فرد گاهی مورد ستم قرار می گیرد، اما در نفرین بر ظالم تا حدی زیاده روی می کند که پروردگار خود او را نیز از ستمکاران به شمار می آورد».[15]".[16]

لذا در این گونه موارد که ظلم و جفایی از شخص مسلمانی در حق مسلمان دیگر شده، اگرچه بخشش و نفرین و انتقام حق مظلوم است، اما تا جایی که امکان دارد، باید این گونه افراد را بخشید و کارها را به خداوند محول نمود، تا خداوند نیز از گناهان ما درگذرد. که خداوند خود وعده داده است که از حق مظلوم دفاع خواهد کرد، و اگر در این دنیا چنین امری بنابر مصالحی که ما به آنها آگاه نیستیم محقق نشد، در سرای دیگر شدنی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:25  توسط دانشجو  | 

ارتباط روزه و شیمی در مانی

با آغاز ماه مبارک رمضان و دغدغه ها برای چگونگی روزه گرفتن خصوصا برای بیمارا فکر میکنم این مطلب خیلی جالب و مفید باشه که برگرفته از وبلاگی با آدرس زیر می باشد:

http://berozonline.blogfa.com/post/112

نتايج بررسي ها نشان مي دهد، روزه گرفتن همراه با شيمي درماني رشد تومورها را کند و برخي سرطان ها را نيز درمان مي کند. به نوشته سايت «MSN» به گفته محققان سلول هاي تومور در مقايسه با سلول هاي معمولي نسبت به روزه گرفتن واکنش متفاوتي نشان مي دهند. اين سلول ها به رشد و تکثير ادامه مي دهند تا اين که خود را از بين ببرند. در واقع سلول ها خودکشي مي کنند. محققان تاثير روزه گرفتن بر درمان سرطان مجراي ادراري و سرطان تخمدان را مورد بررسي قرار دادند و دريافتند روزه گرفتن رشد سرطان سينه، پوست، مغز و بافت عصبي را کند مي کند. محققان همچنين دريافتند که روزه گرفتن در کنار شيمي درماني، در معالجه سرطان ها موثر است. روزه گرفتن راهکاري براي آسيب پذير کردن سلول هاي سرطاني است.همچنين آنان تاکيد کردند، روزه گرفتن براي افرادي که وزن زيادي کم کرده اند يا دچار عامل خطر ديگري مانند ديابت هستند، خطرناک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 10:20  توسط دانشجو  |